خرید بک لینک
این روزها کمی عجیبه

من فکر می کنم یه چیزایی داره تموم میشه

نمی دونم چرا حس می کنم دنیا داره به اخرش نزدیک میشه

وقتی بچه بودم فکر می کردم دنیا یعنی همین کره زمین

اخر زمین هم یک دیواره

دیگه بعد از دیوار رو هم نمی تونستم چیزی تصور کنم

اما الان دوباره فکر می کنم

به دیوار داریم نزدیک میشیم

فکر می کنم تمام معادلات اونها که برای زمین و دنیای مردم تصمیم می گیرند

داره بهم میخوره

یک اتفاق جدید و غیر منتظره البته برای بعضیها

برچسب: نویسنده: پویا کوشکی تاريخ: جمعه 2 اسفند 1398 ساعت: 20:21

یه وقتهای انقدر تنهایی که فکر می کنی مال یه سیاره دیگه هستیاونوقته که دیگه تموم آدمهای دور و برت هم نمی تونن این تنهایی رو ازت بگیرن هیچ وقت فکر نمی کردم فصه گل خندون راست باشه و آدمها انقدر بی و

برچسب: نویسنده: پویا کوشکی تاريخ: جمعه 2 اسفند 1398 ساعت: 20:21

تو قصه ها یک سنگ صبور بود و هر کس دلش از روزگار خیلی به درد امده بود قصه غصه هاشو براش می گفت و بعد بهش می گفت خالا بگو سنگ صبور تو صبوری یا من صبور؟اگه خدا می خواست بعد از شنیدن قصه پر غصه، سن

برچسب: نویسنده: پویا کوشکی تاريخ: جمعه 2 اسفند 1398 ساعت: 20:21

به یک بنده خدایی گفتم تا،ده سال دیگه فلان موضوع حل شده استخندید و گفت اوووووووه .....تا ده سال دیگه دیگه برای ما فایده ای نداره ، به چه درد میخورهراست میگفت شاید . نمی دونم هرچی که فکر می کنم

برچسب: نویسنده: پویا کوشکی تاريخ: جمعه 2 اسفند 1398 ساعت: 20:21

همیشه دلم میخواسته از آینده خبر داشتم و دیگران را از اشتباه و خطا نجات می دادم تاریخ را به سمت سرنوشت بهتری هدایت کنمتا دیگه نگیم اگه اینجوری میشد الان اوضاع بهتر بودو میشد تاریخ و مثل یک فیلم به عقب

برچسب: نویسنده: پویا کوشکی تاريخ: جمعه 2 اسفند 1398 ساعت: 20:21

رمضان امدی؟ پشت درهای شهری؟تو هم دلت برای ما تنگ شده؟آمدی ما را بسازی؟کجی هایمان راصاف کنیسستی هایمان را ، سفت کنیپرده های غفلت را (که به روی دل و چشمهایمان کشیدیم ،که راحت بخوابیم ،تا آفتاب حقیقت از

برچسب: نویسنده: پویا کوشکی تاريخ: جمعه 2 اسفند 1398 ساعت: 20:21

دیگه یک کم صبر کردن سخت شدهشاید دیگه الوده شدیم داریم از منظومه دور میشویمولی خدا نکنه چون خیلی سعی کردیم در این منظومه بمونیم و پرت نشیم خدایا نزار پرت بشیم دلت نخواد ما به راحتی بیفتیمیک هاف تایم

برچسب: نویسنده: پویا کوشکی تاريخ: جمعه 2 اسفند 1398 ساعت: 20:21

این روزها چقدر دلم را شاد می کنی

شاید میخوای کمکم کنی تا، این بار بیش از تحملم را به دوش راحت تر بکشم .

برچسب: نویسنده: پویا کوشکی تاريخ: جمعه 2 اسفند 1398 ساعت: 20:21

صفحه بندی